بسم رب شهدا و صدیقین

گزیده ای از بخشهایی کتاب فتح خون شهیدآوینی... .

راوی: ای تشنگان کوثر ولایت ! بیایید... من سرچشمه را یافته ام. وا اسفا! باطن قبله را رها کرده اید

و بر گرد دیواره هایی سنگی میچرخید؟ بیایید... باطن قبله اینجاست. به خدا اگر نبود که خداوند خود اینچنین خواسته  می دیدی کعبه را که به طواف امام آمده است و حجرالاسود را می دیدی که با او بیعت میکند. مگر نه اینکه انسان کامل غایت تکامل عالم است؟ ... ای امت آخر! بر شما چه رفته است؟ مگر تا کجا می توان در محاق غفلت و کوری فرو شد که خورشید را نشناخت؟.....

راوی: خون حسین (ع) و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند.

بگذار اصحاب دنیا ندانند. کرم لجن زار چگونه بداند که بیرون از دنیایی که او تن می پرورد چیست؟

زمین و آسمان او همان است و اگر او را از آن لجن زار بیرون کشند می میرد.

امت محمد (ص) را آن روز جز حسین (ع) ملجا و پناهی نبود. چه خود بدانند و چه ندانند

چه شکر نعمت بگزارند و چه نگزارند  واقعه ی عاشورا  دروازه ای از نور است که آنان را از ظلم آباد یزیدیان

به نورآباد عشق رهنمون می شود...

اگر نبود خون حسین (ع) خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه ی شب نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین (ع) سرچشمه ی خورشید است. ....

راوی: قافله ی عشق در سفر تاریخ است.....  و تو ای آنکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر  نهفته بوده ای و اکنون در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه ی بشریت  پای به سیاره ی زمین نهاده ای

نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه ی خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی..... و خود را به قافله ی سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.... (الهی آمین)

یاران شتاب کنید  قافله در راه است. می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند؟ آری  گناهکاران را در این قافله راهی نیست... اما پشیمانان را می پذیرند. آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین (ع) است.... و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین (ع) میان زمین و آسمان گشوده است. آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان  در این برهوت گمگشتگی وا می ماند.

و در جمله ای پایانی از این شهید والامقام... از دست نوشته هایش.... از زبان خودش برای همه ی  من ها   ما ها و حدیث نفس ها یمان .... می نگارم:  ای شهید ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.(سید مرتضی آوینی)

التماس دعای فرج... این شبها در عزاداریهایمان یاد شهیدان عزیزمان فراموش نشود...با صلواتی بر محمد و آل محمد(ص) یاعلی مددی.